بسمه تعالی

درس هفتم منطق ( اقسام قضایای حملی و شرطی ) صص 45 37

س 1 : اقسام قضایای حملی را نام برده و توضیح دهید . همراه مثال :

ج : این قضایا در ابتدا به 2 قسم شخصیه و محصوره تقسیم می شوند .

الف ) قضیه حملی شخصیه : قضیه ای که موضوع آن یک شخص یا یک شیء خاص و یا امر جزئی باشد مانند تهران پایتخت ایران است . و اگر چیزی را به اسم جمع بطور یکجا نسبت دهیم باز قضیه شخصیه است یعنی قضیه جمعی مانند : سپاه پاسداران از کشور دفاع می کند . مردم ایران 70 میلیون نفر هستند ـ حواریون عیسی ( ع ) 12 تن بودند ـ دانش‌آموزان این کلاس 38 نفرند . امامان شیعه 12 نفرند .

ب ) قضیه حملی محصوره : اگر موضوع قضیه شخصی یا چیز معینی نباشد و شامل افراد و چیزهای متعددی شود محصوره گویند به عبارت دیگر ، اگر منظور از نسبت دادن چیزی به افراد موضوع باشد و کمیت ( تعداد ) افراد هم مشخص شده باشد یعنی از کلمه‌ی حصار ( محدود ) گرفته شده است . مانند : بعضی انسانها شاعرند ـ هیچ مربعی مثلث نیست ـ هر انسانی ناطق است و . . .

س 2 : اصطلاح « سور قضیه » را تعریف کرده و انها را نام ببرید .

ج 2 : لفظی که کمیت (‌تعداد ) موضوع قضیه محصوره را مشخص کند سورقضیه است . مانند کلماتی از جمله :

هر ، همه ، هر کدام ، بعضی ، برخی ، عده ای ، هیچ ، هیچ کدام ، تمام و . . . که اگر از سور هر و هیچ استفاده شود قضیه کلی است و اگر از سور ، بعضی و مانند آن استفاده شود ، قضیه جزئی است .

س 3 : اقسام قضیه محصوره را با مثال بیان کنید . ( موجبه کلی ، موجبه جزئی ، سالبه کلی ، سالبه جزئی ) .

ج 3 : 1 ـ موجبه کلی : قضیه ای است که سور آن هر و همه و . . . و نسبت آن فعل مثبت باشد مانند هر انسانی فانی است .

2 ـ موجبه جزئی : قضیه ای است که سور آن بعضی ، برخی ، و . . . و نسبت آن فعل مثبت باشد مانند : بعضی انسانها نویسنده هستند .

3 ـ سالبه کلی : قضیه ای است که سور آن هیچ و نسبت آن فعل منفی باشد مانند : هیچ انسانی سنگ نیست .

4 ـ سالبه جزئی : قضیه ای است که سور آن بعضی ، برخی و . . . و نسبت آن فعل منفی باشد . مانند : بعضی انسانها شاعر نیستند .

بنابراین موجبه مطلبی را اثبات می کند و سالبه مطلبی را نفی می کند .س 4 : اقسام قضایای شرطی را با مثال تعریف کنید .

ج 4 : قضیه شرطی بر دو نوع است :        الف ) شرطی متصل

ب ) شرطی منفصل

تعریف قضیه‌ی شرطی متصل : قضیه ای است که در آن به پیوستگی و اتصال یا عدم پیوستگی و اتصال دو نسبت حکم شده است . به عبارت دیگر قضیه ای است که در‌آن حکم شده به بودن یا نبودن نسبتی به شرطی بودن یا نبودن نسبتی دیگر . مانند : اگر خدا را یاری کنید او نیز شما را یاری خواهد کرد .

تعریف قضیه‌ی شرطی منفصل : قضیه ای است که در آن به جدایی و انفصال دو یا چند نسبت حکم شده است . مانند عدد یا زوج است یا فرد .

س 5 : اجزای قضیه‌ی شرطی متصل را با ذکر مثال بیان کنید .

ج 5 : در قضیه‌ی متصل ، جمله ای که با اگر شروع می‌شود . به عبارت دیگر جزء اول را مقدم یا شرط و جزء دوم  را  تالی یا جواب شرط گویند . مانند : اگر آفتاب برآید ، هوا روشن می‌شود .

س 6 : اقسام قضیه شرطی را همراه مثال بیان کرده و توضیح دهید .

ج 6 : قضیه‌ی شرطی منفصل بر سه قسم است :

1 ـ منفصل حقیقی

2 ـ منفصل غیر قابل جمع در صدق ( مانعه الجمع )

3 ـ منفصل غیر قابل جمع در کذب . ( مانعه الرفع ، یا مانعه الخلوّ )

توضیح منفصل حقیقی : اگر در قضیه‌ی شرطی منفصل هم اجتماع نسبت ها و هم ارتفاع نسبت ها محال باشد منفصل حقیقی است .

مانند عالم یا حادث است یا قدیم { یا قدیم اجتماع محال است یعنی عالم نمی تواند هم حادث باشد و هم قدیم باشد . 

                                                   ارتفاع محال است یعنی عالم نمی تواند نه حادث باشد و نه قدیم باشد .

توضیح منفصل مانعه الجمع : اگر در قضیه‌ی شرطی منفصل فقط اجتماع نسبت ها محال باشد ولی ارتفاع آنها جایز باشد یا محال نباشد ، مانعه الجمع است . مثال : این کتاب یا تاریخ است یا فلسفه  اجتماع محال است

                                                                                                 ارتفاع جایز است ( حذف )

توضح منفصله مانعه الرفع یا مانعه الخلوّ : یعنی قضیه ای که محال است هر دو طرف آن غلط باشد یعنی منفصل غیر قابل جمع در کذب . البته ممکن است که یک طرف درست و طرف دیگر غلط باشد و یا هر دو طرف درست باشد . ( برعکس مانعه الجمع )  . به این قضیه مانعه الرفع یا مانعه الخلوّ گویند .

مثال : هواپیما یا در آسمان است یا سقوط نمی کند . دانش‌آموز یا باید زرنگ باشد یا منضبط . انسان یا در شب می‌خوابد یا در روز .