هو الحکیم

روش تدریس درس دوم صص 11 5

صفحه‌ی 5 : تعریف فکر :

الف ) از نظر حکمای اسلامی : فکر مرتب ساختن امور معلوم است برای رسیدن به امر مجهول .

ب ) از نظر ملا هادی سبزواری : فکر حرکت ذهن است به سوی مقدمات معلوم و حرکت از مقدمات معلوم به سوی کشف مجهول یا مقصود .

صفحه‌ی 6 : س 2 : تفکر انسان برای چه منظوری است و انسان با فکر کردن به چه نتایجی می رسد ؟

ج : تفکر برای رسیدن به دانش و شناخت است و انسان با فکر کردن به شناخت های جدید می رسد و علم خود را توسعه می دهد .

س 3 : علم و ادراک انسان به چند دسته تقسیم می شود نام ببرید ؟ ج : به دو دسته کلی تقسیم می شود :

الف ) تصورات یا همان مفهوم

ب ) تصدیقات یا قضیه و جملات

س 4 : تعریف علم تصوری ( تصورات ) : حاصل شدن صورت اشیاء در ذهن است بدون نسبت دادن چیزی به چیز دیگر . مثل مثلث ، انسان و درخت و . . .

س 5 : اقسام تصور :

تصور بدیهی ( آشکار ) . ضروری : تصوری که واضح و روشن است و از تصورهای دیگر حاصل نشده است مثل روشنی ، شیرینی و . . .

تصور غیر بدیهی ـ اکتسابی ، غیر ضروری : تصوری که واضح و روشن نیست و از تصورهای دیگر حاصل شده است مثل : شهر ، کلاس ، مدرسه و . . .

س 6 : معرِّف : تصورهای معلومی که سبب شناختن تصور مجهول می شود معرِف یا تعریف می گویند .

معرَّف : تصور مجهولی که توسط تصورهای معلوم شناخته شود ، معرَّف است .

مثال : انسان : موجود زنده‌ی اندیشمند ـ شعر: سخن موزون قافیه دار ـ مثلث : شکل سه ضلعی است .

س 7 : تعریف علم تصدیقات : حاصل شدن صورت اشیاء در ذهن است با نسبت دادن چیزی به چیز دیگر به صورت ایجابی ( مثبت ) یا سلبی ( منفی ) . خدا واحد است ـ خدا ماده نیست . خورشید در مرکز منظومه شمسی است .

س 8 : اقسام تصدیق :

بدیهی : تصدیقی که واضح و روشن بوده و احتیاج به دلیل ندارد . مثال هوا روشن است .

غیر بدیهی : تصدیقی که واضح و روشن نبوده و به دلیل احتیاج داشته باشد . مثال مجموعه زوایای مثلث 180 درجه است .

س 9 : تعریف حجت یا استدلال : تصدیق های معلومی که سبب کشف تصدیق مجهول می شوند استدلال یا حجت است .

س 10 : نتیجه : تصدیق مجهولی که بوسیله تصدیق های معلوم ثابت می شود ، نتیجه نام دارد .

مثال : زمین ماده است ( مقدمه 1 ) هر ماده متحرک است ( مقدمه 2 ) } جهت یا استدلال : پس زمین متحرک است . نتیجه

س 11 : موضوع علم منطق چیست ( مباحث علم منطق را بیان کنید ) .

ج : عبارت است از : تصورات معلومی که سبب کشف تصور مجهول شوند یعنی تعریف یا معرِف . و تصدیق های معلومی که سبب کشف تصدیق مجهول شوند یعنی حجّت یا استدلال .

پس : موضوع علم منطق معرِف و حجت است . و مباحث علم منطق در تشریح همین دو کارکرد اصلی است .

س 12 : هدف منطق با توجه به موضوع علم منطق چیست ؟

 ج : هدف منطق ارائه شیوه درست اندیشیدن یعنی هدایت فکر و تعریف و استدلال ، چون تفکر انسان در این قلمرو خطا می کند .

صفحه‌ی 7 8 : تعریف :

تعریف : تصورهای معلومی که سبب شناختن تصور مجهول می شود یا

اگر منظور از سؤال چیستی شیء در مورد یک امر کلی باشد پاسخ بیانگر تعریف است .

مثال : مثلث چیست ؟ شکل سه ضلعی که مجموع زوایای آن 180 درجه است .

درس دوم صص 9 ـ 8

س 14 : قواعد تعریف :

1 ـ استفاده از کلمات و اصطلاحات و مفاهیم روشن   2 ـ استفاده از مفاهیم مربوط به مجهول 3 ـ شمول تعریف بر تمام مصادیق مجهول

استفاده از مفاهیم ماهوی ( یعنی ذاتیات ، عرضیات )

5 ـ تقدم مفهوم اعم در ترتیب مفاهیم ( کلی به کمتر کلی تر ) .

صفحات 11 10 9 : شرایط تعریف :

1 ـ جامع و مانع بودن تعریف 2 ـ روشن تر بودن معرِف از معرَف3 ـ مرتبط بودن مفاهیم معرِف با معرَف ( متباین نبودن معرِف و معرَف ) 4 ـ مساوی بودن معرِف با معرَف ( اعم و اخصّ نبودن معرِف و معرَف ) 5 ـ به کار گرفتن مفاهیم درونی ( ذاتی ) در تعریف .

توضیح شرط اول ( جامع و مانع بودن تعریف ) :

جامع باشد یعنی جامع تمام افراد معرَف باشد و دایره‌ی شمول نباید خاص تر از معرَف باشد .

مثال ، انسان موجود زنده اندیشمند سفید پوست است که تعریف جامع نیست چون بقیه انسانها را شامل نمی‌شود .

مانع باشد یعنی : مانع دخول غیر باشد و هیچ فرد دیگری در آن داخل نشود . و معرف نباید اعم از معرف باشد. مثال : مربع‌: شکل چهار ضلعی است. مانع نیست چون همه‌ی چهار ضلعی‌ها مربع نیستند .

نمونه‌ی سوالات درس دوم منطق « چگونه تعریف می‌کنیم » صص 11 ـ 5

س 1 : اقسام علم را با ذکر مثالی نام ببرید. ص 6

س 2 : تعیین کنید هر یک از مثال های زیر ، مصداق کدام یک از انواع علم است . ( تصور یا تصدیق ) . ص 6

مثلث ـ جهان طبیعت همواره در تغییر است ـ انسان ـ عدد چهار از عدد 5 کوچکتر است ـ درخت .

س 3 : تصور و تصدیق را تعریف کنید و یک مثال بزنید ؟ ص 6 .

س 4 : استدلال را تعریف کنید و برای آن یک مثال بیاورید ؟ ص 6 .

س 5 : مفاهیم ذیل را تعریف کنید ؟ الف ) فکر ص 5      ب ) معرِف ص 6 .

س 6 : صحیح است یا غلط :   الف ) موضوع علم منطق تصورات و تصدیقات است . ص 6

ب ) موضوع علم منطق استدلال و تعریف است . ص 6

س 7 : با توجه به موضوع علم منطق ، هدف از علم منطق چیست ؟ صص 7 6

س 8 : در تعریف زیر کدام شرط رعایت نشده است ؟ مربع شکل چهارضلعی است که چهار ضلع آن با هم مساوی است . ص 11

س 9 : یک مثال برای تعریف به اخص طراحی کنید . ص 11

س 10 : اشکال هر یک از تعاریف زیر را مشخص کنید . اگر در تعریف انسان بگوییم ، حیوانی که روی دو پا راه می رود . ص 11

س 11 : قواعد تعریف را بنویسید . صص 9 8

س 12 : شرایط تعریف را بنویسید . ص 11

س 13 : منظور از عبارت « تعریف باید جامع و مانع باشد » چیست ؟ ص 11

س 14 : معنای « معرِف نباید اخصّ از معرَف باشد » چیست ؟ ص 11

جواب نمونه سؤالات درس دوم

ج 1 : تصورات مانند مثلث ، انسان ، تصدیقات مانند : خورشید در مرکز منظومه‌ی شمسی است .

ج 2 : مثلث ، انسان ، درخت از تصوّرات است جهان طبیعت همواره در تغییر است و عدد چهار از عدد 5 کوچکتر است از تصدیقات .

ج 3 : تصور : حاصل شدن صورت اشیاءدر ذهن است بدون نسبت دادن چیزی به چیز دیگر مانند : دایره ـ درخت .  

تصدیق : حاصل شدن صورت اشیاء در ذهن است با نسبت دادن بچیزی به چیز دیگر به صورت ایجابی یا سلبی مانند : خدا واحد است . عسل تلخ نیست .

ج 4 : تصدیق های معلومی که سبب کشف تصدیق مجهول می شوند ، حجّت یا استدلال است مانند حجت :

هر الف ب است      هر ب ج است     =    هر الف ج است .

ج 5 : فکر : مرتب ساختن امور معلوم است برای رسیدن به مجهول یا حرکت ذهن است به سوی مقدمات معلوم و حرکت از مقدمات معلوم به سوی کشف مجهول .

معرِف : تصورهای معلومی که سبب شناختن تصور مجهول می شود معرِف یا تعریف می گویند . مانند : مثلث ( معرَف ) : شکل سه ضلعی است ( تعریف یا معرِف )

ج 6 : الف ) غلط است        ب ) صحیح است .

ج 7 : هدف منطق با توجه به آن امر ، ارائه‌ی شیوه درست اندیشیدن یعنی درست تعریف کردن و درست استدلال کردن است .

ج 8 : شرط ، معرِف نباید اعم از معرَف باشد ، یعنی تعریف اعم نیست یا مانع دخول اغیار نیست زیرا شامل لوزی هم می شود .

ج 9 : تعریف شیعه به « مسلمانی که قایل به دوازده امامی باشد » که سایر فرق شیعه را شامل نمی شود . پس تعریف به اخص است که نباید تعریف از معرَف اخص یعنی محدودتر از آن باشد .

ج 10 : مانع دخول اغیار نیست زیرا شامل بقیه‌ی حیوانات 2 پا هم می شود .

ج 11 : 1 ـ استفاده از کلمات و اصطلاحات و مفاهیم روشن 2 ـ استفاده از مفاهیم مربوط به مجهول 3 ـ شمول تعریف بر تمام مصادیق مجهول 4 ـ استفاده از مفاهیم ماهوی ( یعنی ذاتیات و عرضیات ) 5 ـ تقدم مفهوم اعم در ترتیب مفاهیم

ج 12 : شرایط تعریف : 1 ـ جامع و مانع بودن تعریف 2 ـ روشن تر بودن معرِف از معرَف 3 ـ مرتبط بودن مفاهیم معرِف با معرَف ( عدم تباین ) 4 ـ مساوی بودن معرِف با معرَف ( عدم اعم و اخصّ ) 5 ـ به کار گرفتن مفاهیم درونی ( ذاتی ) در تعریف .

ج 13 : یعنی جامع تمام افراد معرَف و مانع دخول اغیار . پس تعریف باید به نحوی باشد که تمام افراد معرَف در آن بگنجد و هیچ فرد دیگری در آن داخل نشود .

ج 14 : یعنی معرِف نباید محدودتر از معرَف باشد ، چه در این صورت شامل همه‌ی افراد معرِف نمی شود . یعنی جامع همه‌ی افراد معرِف نیست . به عبارت دیگر باید تمام افراد معرَف در آن بگنجد .